الملا فتح الله الكاشاني

139

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

دنيا بصراط مستقيم كه دين اسلام است بعد از آن از صفات ذميمهء كفار خبر ميدهد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * بدرستى كه آنان كه نگرويدند به خدا و رسول * ( وَيَصُدُّونَ ) * و باز ميدارند غير خود را * ( عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * از راه خدا مراد از يصدون حال و استقبال نيست بلكه استمرار صد است از راه خدا كقوله فلان يعطى و يمنع و لهذا عطف آن به زمان ماضى مستحسن است پس حقيقة معنى اينست كه ايشان مستمرند در منع مردمان از طاعت و گويند اين جملهء فعليه حالست از فاعل كفروا يعنى آنان كه نگرويدند در حالتى كه مردم از ايمان و طاعت منع ميكنند * ( وَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * و از طواف مسجد حرام بقول اشهر مراد روز حديبية است كه پيغمبر و اصحاب را از طواف خانه و مسجد بازداشتند * ( الَّذِي جَعَلْناه ) * آن مسجدى كه ساختيم آن را * ( لِلنَّاسِ ) * براى همهء مردمان و مخصوص نيست ببعضى دون بعضى * ( سَواءً ) * يكسان است * ( الْعاكِفُ فِيه ) * مقيم در او * ( وَالْبادِ ) * و آينده از باديه يعنى شهرى و غريب در قضاى مناسك حج و اداى لوازم تعظيم خانه مساويند بدانكه سواء خبر است مقدم بر مبتدا و اين جمله مفعول ثانى * ( جَعَلْناه ) * اگر ناس حال باشد از ضمير منصوب متصل جعلناه و اگر نه حالست از ضمير مستكن در آن و حفص بنصب سواء خوانده بر آنكه مفعول باشد و يا حال و عاكف مرفوع به آن و خبر آن محذوفست كه عذبوا است يعنى آن گروه فكار كه صد مردمان ميكنند از طاعت و عبادت عذاب كرده شوند در دنيا و آخرت و قرينه حذف آن آخر آيهء ثانيه است كه آن * ( نُذِقْه مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ) * است و گويند سويهء عاكف و بادى در آن به قبله است يعنى قبلهء كسانى كه مقيمند در آن و جماعتى كه از اطراف و جوانب به آنجا متوجه‌اند از اقصاى عالم مسجد حرام است يعنى همهء بندگان در اين حكم مساويند خواه قريب و خواه بعيد و يا در ايمن بودن از قتل و سبى و غارت و از ابن عباس و قتاده و سعيد بن جبير مرويست كه مراد سويهء همه است از عاكف و بادى در سكنى و نزول در بيوت آن و هيچكدام احق از ديگرى نيستند مگر آنست كه جايز نيست كه صاحب خانه را از خانه بيرون كردن و بجاى او نشستن و حنفى و مالكى و حنبلى بر اينند و دليل ايشان آنست كه مراد به مسجد الحرام همهء زمين مكه است مانند قوله تعالى أَسْرى بِعَبْدِه لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ چه حضرت رسالت ( ص ) در خانهء خديجه رض بود كه عروج نموده و يا در شعب و يا در بيت ام هانى پس مجاور مسافر مساويند در سكنى مكه و نزول در منازل آن و حاج و معتمر را جايز است شرعا كه در موسم بهر منزل كه خواهند نزول كنند و اگر چه مماليك آن راضى نباشند و اما سكان بيوت را اخراج نكنند و